امروز ،روز ِخوب ِاردیبهشت بود ! قرار بود صبحانه را در روحی بخوریم با رفیق جان :) رفتیم روحی و طبق معمول میز ها پر :| شماره رو دادم تا تماس بگیرن برای میز و بعدش با رفیق جان رفتیم توی محوطه هنوز چند قد
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
+
رویاها باید مکتوب بشندتا بیاد آورده بشند ، توی شلوغی بی حد ُ مرز این روزهای ذهن باید بنویسم و بخونمشون !
+
چی میخواستم از زندگی ؟
+
وقتی ب رویاها فکر میکنم مسیرها خودشون شروع میکنن به درخشیدن ،سختی همه چیز از شروعش ِ ...
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
آهنگ چی بگم از مرضیه رو پلی کردم ... شب ِ ارومی نیست ... خوابم می آید و خواب مرا نمیبرد ...
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی
برچسب:
نویسنده: آراد اسدی